تبليغاتX
--> دراندیشه فردا

دراندیشه فردا

به فرداهای دوردست می اندیشم اما..........

یا علی

فزت ورب الکعبه

 

 

عادل عالم را به تیغ جفا کشتند

شعراي فارسي زبان عشق را اکسير ناميده اند. به طوري که کيمياگران معتقدبودند که در عالم، ماده اي وجود دارد که به نام «اکسير» يا «کيميا» که اين ماده مي تواند ماده اي را به ماده  ديگري تبديل کند. در برهان قاطع نيز درباره اکسيرآمده است: «جوهري است گدازنده و آميزنده و کامل کننده يعني مس را طلا  مي کند.»
اتفاقا جالب توجه است، چرا که اين سه مورد که ذکر رفت، از خصوصيات بارز عشق هستند. يعني عشق هم گدازنده است وهم  آميز نده و هم کامل کننده.
فلذا وجه شبه معروف و مشهود همين سوم است. يعني تغيير تکميلي.
از ديد شعرا نيز عشق مدنظر است، چه  اين که عشق را طبيب و دوا و افلا طون و جالينوس خوانده اند. مولوي در ديباچه  مثنوي  چنين مي سرايد:
شاد باش  اي عشق خوش سوداي ما
اي طبيب جمله علتهاي ما
****
اي دواي نخوت و ناموس ما
اي توافلا طون و جالينوس ما
بنابراين سواي تعاريفي که از عشق شده است، به نظر  مي آيد که عشق مي تواند کيميايي باشد که تنها بدست نياوردن آن معني واقعي خود را مي رساند. لذا اصول و قواعد عشق در جهت ارتباط و وصل به قلوب انسانها بالطبع همان تغيير تکميلي است و اگر چنانچه آمادگي و زمينه هاي لا زم در معشوق ايجاد نگردد، بي شک اين ارتباط جهت نيل به هدفي متعالي برقرار نخواهد شد. علي (ع) از اين گونه عشق است.
او راد مردي است که از وصف آن هزاران نوشته و شرح و شعر، مويد اين مدعاست.
آري از آن به شير خدا ياد شده است،  مردي است از تبار عشق و از سلا له پاک و بي بديل رسول خدا.  علي (ع) مردي است که در محبت و شجاعت برسکوي افتخار نشسته است.
امامي است که ايثار و فداکاري را سرمنشا رفتار و کردار خويش مي پندارد، تا فرهنگ فداکاري را براي هميشه ماندگار سازد.
او کسي است که هم جاذبه دارد و هم دافعه.
هم دوست ساز است وهم دشمن ساز.
هم موافق پرور است و هم مخالف پرور.
هم هماي سعادت است و هم همام همت.
هم عدالت پرور و عدالت گستر است و هم دراوج قدرت به زيردستان مي نگرد.
 علي (ع) کسي است که طلوعش در بيت الحرام نداي سرفرازي و استقامت در مقابل حوادث را سر مي دهد و غروبش در مسجد کوفه آکنده از درسهايي است که براقصي نقاط جهان سايه اي عاشقانه و عارفانه افکنده است. آري از اين خاطر است که شيعيان بر ساير مذاهب  به خود مي بالند.  چه اين که مکتب عشق و محبت حضرت علي(ع) در بطن عالم تشيع دخالت تام دارد. قرنهاست که ما سر از پا  از فرط شادي نمي شناسيم و در احياي فرهنگ عدالت محور و عدالت گستر امام اول شيعيان جهان از پا نيستاده ايم و طبعا اين راز نهفته، در دل شبهاي احيا آشکا رمي شود. ارزش و مقام ليالي قدر را کسي جز خداي عزوجل نمي داند.
 چرا که همان شبهايي است که کتاب خدا بر سينه مبارک پيامبر (ص) نازل مي شود.
شبهايي که عظمت و هيمنه آن از هزاران ماه هم برتر است. پس کيميا به معناي واقعي کلمه، عشق علي (ع) است. کيميايي که اکسيري بنام «کوثر» را پيامبر عظيم الشان اسلا م به همسري آن بر مي گزيند. پس بي گمان عشق ناياب ما فاتح خيبر است. فاتح خندق و جمل و نهروان است. آري عشق ما شيعيان، عشق به امام اول خويش علي (ع) است. عشق به شخصيتي است که درمقابل خوارج (شورشيان) بسان سدي آهنين مي ايستد و مي داند آن حضرت که نيرنگ معاويه در جنگ صفين به خاطر احياي قرآن و تلالو حقيقت و معني آن نيست، بلکه از قرآن به عنوان وسيله اي در جهت نيل به اهداف شوم و دروغين خود تمتع مي جويند و مرا دازاين که قرآن را بر سر نيزه ها مي زنند و تنها حکم را حکم خدا مي پندارند، دروغ محض است و از ديد مبارک قرآن کاملا مردود و ناپذيرفته. اما با اين کار هدفي را دنبال مي نمايند. چرا که با اينکه مکتب خوارج مکتبي نبود که بتوان بر ابقاي آن حسابي باز کرد، اما اين مکتب اثر خود را بر جاي گذاشت و امروز ما شاهد نفوذ افکار و عقايد خارجيگري در ساير فرق اسلامي  هستيم. به نحوي که هم اکنون نهرواني هاي فراوان وجود دارند و مانند عصر و عهد علي خطرناک ترين دشمن داخلي اسلام به شمار مي روند. همچنان که معاويه ها و عمر و عاص ها ابراز وجود مي کنند و از آب گل آلود ماهي مي گيرند. اما فروغ ولايت و نور عدالت هميشه در جاده جهان اسلام راهنما و راهگشاي ماست و هر روز بيش از پيش در اين جاده  پرتو افکني مي کند. قرن هاي متمادي است که از غروب آن خورشيد تابناک کعبه مي گذرد. ولي هنوز هم ذره اي از اين علاقه و ارادت خالصانه شيعيان نسبت به امام خود علي(ع) کم نشده است و به شکر خدا اين علاقه به دور از کبر و ريا در قلوب مسلمين موج مي زند. اين روزها نخلستان کوفه در تاب و تب است و نيم خيز سپيده در پشت  کوه هاي مکه به احترام شب هاي قدرت برخاسته است. اين روزها سکوت در حنجره کوچه هاي آشنايي به خوابي سنگين رفته است و غروب کوفه آکنده از فرياد است. اين روزها خورشيد بر بام آسمان دست به زانوست و ماه از فرط غم سر در گريبان.
ستارگان در سوگ امام آسمان ها و زمين مي گريند و صلاي شب بوي خون مي دهد و خنده هاي روز به ماتم نشسته اند. اما مژده به دل ها، مسيحا نفسي است که با خود بوي کسي را مي آورد و بشارت مي دهد که شهادت بزرگترين درجه کمال است و آنان که جان شيرين خود را از براي جاودانگي خورشيد عدالت فدا مي کنند، يقينا چنين خورشيدي براي هميشه در آسمان دنيا پرتوافکني خواهد کرد.
و به قول مولانا: در شجاعت شير ربا نيستي /  در مروت خود که داند کيستي؟
آري علي(ع) نمادي از شجاعت و مروت و مردانگي بود و تنها خويش به خويشتن در جهت آشنايي اين صفات بينا و آگاه است. نمادي از ايمان و اخلاص. و ما شيعيان به اين عشق ناياب و پاک سرشت عشق مي ورزيم و مهرعلي را در دلهايمان پرورش مي دهيم و شهادت آن را سعادت عالم بشريت مي پنداريم. چرا که شهادت علي فنا نيست بلکه بقاست. درود خدا مي فرستيم به روان پاکش که خاک آن را در آغوش گرفت، ولي فرهنگ عدالت محوري و ضعيف پروري و مخالف پروري آن تنها با شهادتش مدفون نگشت، بلکه رشد و نموي چشم گير پيدا کرد و صلاي هستي خود را به همه جهانيان مبرهن ساخت.

دنیا دیگه همینه

 

 

چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند... سنگ ... پس از رها کردن! حرف ... پس از گفتن! موقعيت... پس از پايان يافتن! و زمان ... پس از گذشتن

در تاريکی دلم

هر چی مهربونتر باشی بيشتر بهت ظلم ميکنن > هرچی صادق تر باشی بيشتر بهت دروغ ميگن > هر چی دلسوزتر باشی بيشتر سرت کلاه ميذارن > هرچی قلبتو آسونتر در اختيار بذاری راحت تر لهش ميکنن > هر چی آرومتر باشی فکر ميکنن آدم ضعيفی هستی > هر چی بيشتر به فکر ديگران باشی بيشتر حقتو ميخورن > هر چی خودتو خاکی تر نشون بدی واست کمتر ارزش قائلن

 

خاصیت عشق

xz

xc

صدا كن مرا...

صداي تو خوبست!

صداي تو سبزينه آن گياه عجيبي است

كه در انتهاي صميميت حزن مي‌رويد

در ابعاد اين عصر خاموش

من از طعم تصنيف در متن ادراك يك كوچه تنهاترم!

بيا تا برايت بگويم كه تنهايي من چه اندازه است..

و تنهايي من شبيخون حجم تو را پيش بيني نمي‌كرد

«و خاصيت عشق اينست»

ds

از کسی که دوستش داری ساده دست نکش !

شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی

و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن

چون شاید

هیچوقت

هیچ کس

تو رو به اندازه اون دوست نداشته باشه

 

سلام عزیز

 

با هر چه عشق نام تو را مي توان نوشت

با هر چه رود نام تو را مي توان سرود

بيم از حصار نيست كه هر قفل كهنه را

با د ستهاي مهربان تو مي توان گشود.

وقتیکه من بزرگ شدم، شاید
معمار شوم                        آنگاه
تمامی جهان را همچون بامی
بر فراز دستان تو
ستون خواهم کرد
وقتیکه من بزرگ شدم، شاید
پزشک شوم
آنگاه      با عطر تو
نوشدارویی خواهم ساخت
بر تمام دردهای جهان
و آنگاه به سلامتی شان
با لب های تو
بر گونه های شادی تمام کودکان جهان
بوسه خواهم زد
وقتیکه من بزرگ شدم، شاید
یکروز با چتر گیسوان تو
از آسمان آرزوهایت
پروازی کنم بر آستان زمین
[زمینی که پای تو آنرا نگه داشته است ]
و آنگاه
خواهم دوید تا مرزهای درونت
و در پنهانترین گوشه های جنگل سبز آغوش تو
پنهان خواهم شد
اکنون را که نام نهادی فصل کاشت
فردا که من بزرگ شدم
در زمان برداشت
مادرم، به تو قول می دهم
من تو را دوست خواهم داشت…

زاینده‌رود خشک شد.

 

بهار طبیعت

 

 

راضی شدم ای من دوست

راضی شدم ای من دوست

به یک نگاه ساده

تورو خدا بگو که

کجای این زیاده!

راضی شدم من حتی

شبا بیای تو خابم

غزل برات بخونم

تو هم بدی جوابم

راضی شدم همیشه

تو رویاهم ببینم

برات از آسمون ها

ستاره ای بچینم

 

یامقلب القلوب والابصار

 

 بر فراز رودخانه بی نهایت تنه درخت آرزو شناور است

بر آن سوار میشوم نمی دانم مقصدش کجاست؟

شاید مرا به تو برساند که همه آرزوی منی...

 

نمی دانم

 

نميدونم غمگينم يا دلم اسيره وقتي كه يادت ميكنم گريه ام ميگيره اونا كه عاشقن ميدونن چي ميگم من از فرط عشق آدم گاهي ميخواد بميره خداي من دوست داشتن به اين اندازه ميشه واسه كتاب عشق يه فصل تازه اونا كه قصه هاي عاشقونه خوندن ميگن كه عشق ما دو تا افسانه سازه از جون گذشته مثل من مشكل نداره درياي عشق من به تو ساحل نداره وقتي كه صحبت صحبت پاكي درياست رفع عطش با آب بي حاصل نداره

فقط بخاطر تو

 

 

 

 

اگر دستان بی رحم روزگار دستانمان را بست اگر رفتی.......... اگر رفتم.......... اگر

ماندی.......... اگر ماندم.......... ولی این را بدان ای امید فردایم یک نفر هر جای

دنیا به یادت است

 

 

امتحان عشق

 
در جلسه امتحان عشق

من مانده ام و یک برگ سفید!

یک دنیا حرف ناگفتنی

و یک بغل تنهایی و دلتنگی ....

درد دل من در این  کاغذ کوچک جا نمیگیرد.

 

در این سکوت بغض آلود

قطره کوچکی هوسه سرسره بازی می کند !

و برگه سفیدم

عاشقانه قطره را به آغوش می کشد!

عشق تو نوشتنی نیست

در برگه ام،کنار آن قطره

یک قلب کوچک میکشم!                                  

 

وقت تمام است

قلم ها زمین ،برگه ها بالا ...

 

 

 

 

 

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی....

 

امشب دلم به وسعت آسمانها برایت تنگ شده ، به وسعت ستاره هایی که هزاران هزار سال از زمین منجمد و مقیاسهای کوچکش دورند ، به وسعت تنهایی های یک مرد که به انتظار تصویر تو، دفتر خالی دلش را ورق میزند !!

آری باز عشق تنهاست ، باز مجنون مانده است و شب و چشم انتظاری هایش!!

شاید امروز وامشب عمیق ترین درد زندگی ام را احساس میکنم ، آری عمیق ترین درد زندگی مرگ نیست،مردن نیست بلکه جدائیست ، عشق است و فراق !!

با خود می اندیشم کاش میشد دستهایت را چون خاطره ای سوزان در دستهای عاشقم میگرفتم و با صدایی بلند فریاد می زدم: زندگی زیباست و اینجا عشق جاریست!!

لیک در شب کوچک من جز یاد تو چیزی نیست !! افسوس  دگر امیدی به وصال نیست و من در این نومیدی خویش سخت معتاد گشته ام !! معتاد عشق و خمار وصال !!

قلم را نیز دیگر نای حرکت نیست ، گویی او هم ساز جدایی نواخته است ، گویی بین کاغذ و قلم ،این دو یار دیرین نیز عشق حاکم است و شرط اصلی آن یعنی جدایی !!

دلم تنگه

 

از تو گذشتــن سخـته .. باتو نبـودن درده واسه من..

 

زنده بودنم  مرگـه بدون توو عشـقت ...واسه من..

 

وجود من مال تو ...قلب تو هم مـال من عزیزمم..

 

رفـتن تو مرگ منه.. دسـتای تو تو دسـتمه

 

نگو که باید جداشیـم ..نبود تو نبـودمه

پیامک جدید sms farsi پیامک جدیداس ام اس فارسی SMS FARSIمسیج جدید sms farsiپیامک جدید 

 

بدون تو کم میارم.. تا پـای جون دوسـتت دارم

 

اگه تو از من جداشی ..امـید موندن ندارم

 

واسه  با تو بودن ..زندگـی مو باخـتم

 

یه کلبه ای از عشـق.. واسه ی تو ساخـتم من

 

عاشق تو بودم.. عاشق تو هستم     

 

درای دلمو.. رو به همه بستم ..  من..!

 

پیامک جدید sms farsi پیامک جدیداس ام اس فارسی SMS FARSIمسیج جدید sms farsiپیامک جدید

دو تا چشمام

 

دو تا چشمام همه جا دنبال تو ميگرده

با نبودنت دلم با غصه ها سر كرده

شب و روز در پي تو من همه جا رو گشتم

يكي گفت غصه نخور اون داره بر مي گرده

زندگي با عشق تو رنگ ديگه داشت برام

رفتي و بدون تو تلخ شده روز و شبام

دل من با هيچ كسي نمي تونست خو بگيره

شب و روزمنتظروچشم براهت مونده نگام

كسي مثل تو نشد كسي مثل تو نبود

همش از خدا مي خوام كه بيايي زوده زود

 

بدون تو....

 

بدون تو....

پوچ می شوم از نبودنت

نمی توانی باور کنی که چگونه نگاهم از آواز های خوش تهی شده است و چگونه دلم را با ورق پاره های خاطراتت خوش کرده ام...

تنها هستم می شنوی؟

تنها...

به اندازه ی تمام لحظه های نبودنت

به وسعتی دست نیافتنی.

تهی شده ام از قصه های تب آلود چشمانت!

نفسهای بی خودانه ام بی تو از تپش افتاده اند!

مرا بیاغاز...

از باریکه های خیالم عبور کن...

از تمام نداشته هایم بگذر...

جایی میان تپش های ممتد خیالم خود را می یابی!

من از هجوم نفسهایت به دوباره می رسم...

ای اتفاق خوب: تمام تپش هایم از آن تو باد!

تمام تپش هایم!!!

خودت میدونی

 

 

چی بگم ابری و بارون نمی شی درد و میفهمی و درمون نمیشی

خیلی وقته میبینم زیر آوار جنون منو میبینی و ویرون نمیشی

دل دیوونه خرابم میکنی چرا مثل قدیما خووب نمیشی

زمان در گذر

 

www.joksms.tk

زندگي آرام است، مثل آرامش يك خواب بلند.
زندگي شيرين است، مثل شيريني يك روز قشنگ.
زندگي رويايي است، مثل روياي ِيكي كودك ناز.
زندگي زيبايي است، مثل زيبايي يك غنچه ي باز.
زندگي تك تك اين ساعتهاست، زندگي چرخش اين عقربه هاست، زندگي راز دل مادر من. زندگي پينه ي دست پدر است، زندگي مثل زمان در گذر...

این حسن کیست که عالم همه دیوانه ی اوست

سلام بر حسین

تقدیم به

هوای دلم ابری شده،

 

 هوای دلم ابری شده، يه ابر پر از بارون، انگار مي خواد بباره بازم، آخه ميدونی چيه؟ باز شب شده، هه، اونم شب يلدااا!
کاش اين شب زودتر تموم بشه، آخه اين شب که بره ميمونه دو تا شب يلدای ديگه که از تو دورم، فقط دو تای ديگه
ای خدا، ای خدا، چی بگم؟ چی بگم که دلم از غصه پره، از غم دوری، از فراغ

دگر خاموش شده، اي دل، چراغم
پر از دردم، پر از درد فراغم

 

 

بدون شرح

غدیر خم بزرگترین عید شیعیان بر همه مبارک باد

غدیر خم بزرگترین عید شیعیان بر همه مبارک باد

همه ما از واقعه تاریخی که در روز هجده ذی حجه سال دهم هجرت به وقوع پیوسته و مسلمانان همه ساله آنرا به عنوان بزرگترین عید خود، جشن میگیرند، مطلع هستیم.

خلاصه‏اى از واقعه غدير

باتوبودن

چشم هايم خالي است خالي از سايه سنگين نگاهي عاشق
دست هايم خالي است خالي از وسعت با هم بودن
خالي از حجم نوازشگر عشق
در كنار تو پر آواز شدن
در كنار تو به تنهايي و غم خنده زدن
با تو هم دم شدن با تو همراز شدن
با تو آغاز سخن از هر چيز
كيست با اين همه اميد دراز
با تو بودن با تو ماندن آرزوي تنهاي من است...

 

دوبــاره دل هــوای بـا تـو بــودن  کـــــرده 

نـگو این دل دوری عشقت و بـاور کـرده

 

دل من خسته از این دست به دعاها بردن

هــمـه ی  آرزوهــام بـا رفتـن تـو  مـردن

 

   حــالـا  مــن  یـه  آرزو دارم  تـو سـیـنــــه

کـه دوبـاره چـشـــم مــن تـو روبــبـیـنـــه 

 

واسـه پیدا  کردنت تـن به دل سرما مـــیدم

آخه تو رنگ چشات هیبت دنیــا رو دیــدم

 

توی هفت آسمون  تو تک ستاره ی مــنی

بـه خدا نـاز دو چـشمـات و به دنیا نمـیدم

تو یعنی روح باران را

 

متین و ساده بوسیدن

 

ویا در پاسخ یک لطف

 

به روی غنچه خندیدن

 

کنارم هستی و هر شب

 

به خوابم باز می آیی

 

اگر هرگز نمی خوابند

 

دو چشم سرخ و نمناکم

 

اگر در فکر چشمانت

 

شکسته قلب غمناکم

 

ولی یادم نخواهد رفت

 

که یا تو هنوز اینجاست...

دیدن یک لحظه فقط یک لحظه

     

 

کاش هرگز نمی دیدمت تا امروز غم ندیدنت رابخورم ...

 

کاش لبخندهایت آنقدر زیبا نبودند که امروز آرزوی

 

دیدن یک لحظه فقط یک لحظه

 

از لبخندهای عاشقانه ات را داشته باشم ...

 

کاش چشمان معصومت به چشمانم خیره نمی شد ...

 

تا امروز چشمان من به یاد آن لحظه بهانه گیرند و اشک بریزند ...

 

کاش حرف های دلم را بهت نگفته بودم تا امروز با

 

خود نگویم : " آخه او که میدونست چقدر دوستش دارم "

 

Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

به من گفتي كه دل دريا كن اي دوست،

 

 همه دريا از آن ما كن اي دوست،

 دلم دريا شد و دادم به دستت،

 

 مكش دريا به خون پروا كن اي دوست

 

Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

بدون شرح

د.

 

بلبل نیستم که به هر شاخه ای غوغاکنمشمع هستم جان را فدات میکنم  
روزگاری است که من طالب رخساره توامفکر من باش که در این شهر گرفتاره توام  
 گفته بودی که طبیب دل بیماره منی پس طبیب دل من باش که بیمار توام
 
 
 
ی عشق مدد کن که به سامان برسم

همچو قطره ی باران به دریا برسم

یا من برسم به یار یا یار به من

یا هردو بمیریم و به پایان برسیم

 

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ

template blog